dribbled

drib·bled/ˈdrɪbld/
verb (فعل)commonpast (گذشته): dribbledpast participle (مفعولی): dribbled-ing (حال): dribbling3rd (سوم): dribbles

فعل — چکیدن

چکیدنریزش قطره‌قطره

رها کردن مایعی که به آرامی به صورت قطرات کوچک می‌چکد.

To let liquid flow slowly in small drops.

«آب از شیر نشت‌کننده قطره‌قطره می‌چکید.»

Water dribbled from the leaky faucet.

«او سس شکلاتی را قطره‌قطره روی کیک ریخت.»

He dribbled chocolate sauce on the cake.

تفاوت با واژه‌های مشابه
trickleریزش آهسته

رایج است که به جریان آرام و پیوسته اشاره دارد نه قطره‌های کوچک.

Common. Similar meaning but often refers to a slow steady flow rather than drops.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000