drowses

drows·es/ˈdraʊzɪz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): drowsedpast participle (مفعولی): drowsed-ing (حال): drowsing3rd (سوم): drowses

فعل — نیمه‌خواب می‌شود

نیمه‌خواب می‌شودکم‌کم به خواب می‌رود

صرف سوم شخص مفرد فعل drowse به معنی نیمه‌خواب بودن یا کم‌کم به خواب رفتن.

Third person singular present of drowse; to be half asleep or to nod off.

«او در جلسات طولانی کم‌کم خوابش می‌برد.»

He drowses during long meetings.

«گربه زیر آفتاب گرم نیمه‌خواب است.»

The cat drowses in the warm sun.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000