dry out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/draɪ aʊt/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — خشک شدن

خشک شدنخشک کردن

خشک شدن یا با گرفتن رطوبت، چیزی را خشک کردن است.

To become dry or make something dry by removing moisture.

«بگذار چکمه‌ها خشک شوند.»

Leave the boots to dry out.

«آفتاب خاک را خشک کرد.»

The sun dried out the soil.

2phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — ترک الکل کردن

ترک الکل کردنپاک شدن

نوشیدن الکل را، اغلب با درمان یا پرهیز، ترک کردن است.

To stop drinking alcohol, often through treatment or a period of abstinence.

«او رفت تا الکل را ترک کند.»

He went away to dry out.

«او پس از سال‌ها نوشیدن الکل را ترک کرد.»

She dried out after years of drinking.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000