dun
/dʌn/
1verb (فعل)formalpast (گذشته): dunnedpast participle (مفعولی): dunned-ing (حال): dunning3rd (سوم): duns
فعل — اخطار دادن
اخطار دادنمطالبه پول
به طور مکرر درخواست پرداخت بدهی کردن.
To make persistent demands for payment, especially a debt.
«او برای اجارهٔ پرداختنشده به من اخطار داد.»
“He dunned me for the unpaid rent.”
«بستانکاران بارها مشتری را برای پرداخت پول طلب کردند.»
“Creditors dunned the customer repeatedly.”
تفاوت با واژههای مشابه
demand— مطالبه کردن
رایج است. در زمینه درخواست پول به صورت رسمی قابل جایگزین است. کمی کهنه به نظر میرسد.
Common. Interchangeable in formal contexts when asking for owed money. 'Dun' is somewhat old-fashioned.
متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): dunnersuperlative (عالی): dunnest
صفت — خاکستری
خاکستریقهوهای کدر
رنگ خاکستری متمایل به قهوهای کدر.
Of a dull grayish-brown color.
«اسب رنگ خاکستری متمایل به قهوهای داشت.»
“The horse had a dun coat.”
«او لباسی به رنگ خاکستری کدر پوشیده بود.»
“She wore a dun-colored dress.”