dwarf

/dwɔːrf/
1noun (اسم)commonplural (جمع): dwarfs

اسم — کوتوله

کوتولهپری‌زمینی

یک موجود افسانه‌ای کوچک‌شکل یا شخصی که دچار کوتاه‌قامت‌گی است.

A mythical small humanoid creature, or a person with dwarfism.

«داستان شامل کوتوله‌ای است که از گنج محافظت می‌کند.»

The story features a dwarf who guards treasure.

«او کوتوله است اما در ورزش‌ها عالی ظاهر می‌شود.»

He is a dwarf but excels in sports.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gnomeگنوم

ادبی/فانتزی. نوع خاصی از موجود افسانه‌ای مرتبط با کوتوله‌ها.

Literary/fantasy. Specific type of mythical creature related to dwarf.

2verb (فعل)formalpast (گذشته): dwarfedpast participle (مفعولی): dwarfed-ing (حال): dwarfing3rd (سوم): dwarfs

فعل — کوچک جلوه دادن

کوچک جلوه دادنکم اهمیت کردن

کوچک یا کم‌اهمیت جلوه دادن چیزی در مقایسه با چیز دیگر.

To cause to seem small or insignificant by comparison.

«آسمان‌خراش همه ساختمان‌های دیگر را کوچک جلوه می‌دهد.»

The skyscraper dwarfs all other buildings.

«استعداد او رقبا را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد.»

Her talent dwarfs her competitors'.

تفاوت با واژه‌های مشابه
overshadowکم‌اهمیت کردن

رسمی. به معنی کم‌اهمیت نشان دادن است؛ در زمینه‌های استعاری قابل جایگزین است.

Formal. Means to make something seem less important; often interchangeable in metaphorical contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000