easily identified

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

eas·i·ly i·den·ti·fied/ˈiːzəli aɪˈdɛntəfaɪd/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more easily identifiedsuperlative (عالی): most easily identified

صفت — به‌راحتی قابل تشخیص

به‌راحتی قابل تشخیصآسان برای شناسایی

می‌توان آن را بدون دشواری شناخت یا از چیزهای دیگر تشخیص داد.

Able to be recognized or distinguished without difficulty.

«این گونه از بال‌های آبی‌اش به‌راحتی قابل تشخیص است.»

The species is easily identified by its blue wings.

«سیم‌های خراب در این آزمایش به‌راحتی شناسایی می‌شوند.»

Faulty wires are easily identified in this test.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000