eastward

east·ward/ˈiːstwərd/
eastthe cardinal direction-wardtoward or in the direction of
adverb (قید)commontype (نوع): placeadjective (صفت): eastposition (جایگاه): end

قید — به سوی شرق

به سوی شرقدر جهت شرق

به سمت جهت شرق.

Towards the east direction.

«پرندگان در سپیده‌دم به سمت شرق پرواز کردند.»

The birds flew eastward at dawn.

«آن‌ها به سمت شرق در سراسر کشور سفر کردند.»

They traveled eastward across the country.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000