ebb

/ɛb/
verb (فعل)commonpast (گذشته): ebbedpast participle (مفعولی): ebbed-ing (حال): ebbing3rd (سوم): ebbs

فعل — پس رفتن

پس رفتنکاهش یافتن

بازگشت یا پس رفتن جریان، مخصوصاً در مورد جزر و مد.

To flow backward or away, especially referring to the tide.

«جزر از ساحل دور شد.»

The tide ebbed away from the shore.

«انگیزه‌اش پس از شکست شروع به کاهش کرد.»

His enthusiasm began to ebb after the failure.

تفاوت با واژه‌های مشابه
recedeپس رفتن

رایج. وقتی درباره آب یا کاهش کلی صحبت می‌شود، قابل جایگزینی است.

Common. Can replace 'ebb' when talking about water or abstract decline.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000