economical

eco·nom·i·cal/ˌiːkəˈnɒmɪkəl/
eco-household, managementnomlaw, custom-icaladjective suffix
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more economicalsuperlative (عالی): most economical

صفت — اقتصادی

اقتصادیصرفه‌جو

استفاده محتاطانه و بهینه از منابع؛ بدون اسراف.

Using resources carefully and efficiently; not wasteful.

«این خودرو در مصرف سوخت بسیار اقتصادی است.»

This car is very economical on fuel.

«ما به یک راه‌حل صرفه‌جو نیاز داریم.»

We need an economical solution.

تفاوت با واژه‌های مشابه
thriftyصرفه‌جو

رایج است و برای صرفه‌جویی در پول یا منابع به‌کار می‌رود.

Common. Used similarly for saving money or resources.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000