economy

eco·no·my/ɪˈkɒnəmi/
eco-related to environment or housenomylaw, system, or management
1noun (اسم)common

اسم — اقتصاد

اقتصادسامانه اقتصادی

سامانه تولید، مصرف و تبادل کالاها و خدمات در یک کشور یا منطقه.

The system of production, consumption, and trade of goods and services in a country or region.

«اقتصاد کشور به طور پیوسته در حال رشد است.»

The country's economy is growing steadily.

«عوامل زیادی بر اقتصاد جهانی تاثیر می‌گذارند.»

Many factors affect the global economy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
marketبازار

رایج است. بیشتر به مکان یا سیستم خرید و فروش اشاره دارد تا کل اقتصاد. وقتی تاکید بر تجارت است کاربرد دارد ولی به معنای کل اقتصاد نیست.

Common. Refers more narrowly to the place or system where buying and selling occur, not the whole economic system. Works when emphasizing trade but not the whole economy.

systemسامانه

رسمی است. می‌تواند به ساختارهای سازمان‌دهی شده اشاره کند از جمله اقتصاد، اما کلی‌تر و کمتر دقیق است. در متون دانشگاهی برای تاکید بر ساختار کاربرد دارد.

Formal. Can refer to organized structures including economy, but broader and less specific. Useful in academic contexts when focusing on structure.

متضادها
2noun (اسم)common

اسم — صرفه‌جویی

صرفه‌جوییاقتصاد در مصرف

مدیریت دقیق منابع برای جلوگیری از هدررفت، مانند صرفه‌جویی در پول یا مصرف سوخت.

Careful management of resources to avoid waste, such as saving money or using fuel efficiently.

«صرفه‌جویی در مصرف سوخت برای حفاظت از محیط زیست مهم است.»

Economy of fuel is important for the environment.

«او با کاهش مصرف برق صرفه‌جویی می‌کند.»

He practices economy by reducing electricity use.

تفاوت با واژه‌های مشابه
savingپس‌انداز

روزمره است. بیشتر به کنار گذاشتن منابع اشاره دارد تا مدیریت کلی. در زمینه مالی شخصی کاربرد دارد.

Everyday. Focuses on setting aside resources but not necessarily on overall management. Fits in personal finance contexts.

efficiencyبهره‌وری

رسمی است. بر دستیابی به بیشترین نتیجه با کمترین هدررفت تاکید دارد، مرتبط ولی متفاوت از اقتصاد به معنای مدیریت است.

Formal. Emphasizes achieving maximum output with minimum waste, related but not identical to economy as management.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000