در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نجات دادن یا محافظت کردن از آسیب یا خطر
Keep safe or rescue from harm or danger
«نجاتغریق شناگر را از غرق شدن نجات داد.»
“The lifeguard saved the swimmer from drowning.”
«او را از افتادن از پلهها نجات داد.»
“He saved her from falling down the stairs.”
رسمی. زمانیکه تأکید بر کمک فوری از خطر باشد جایگزین save میشود، مثلاً ‘آنها معدنچیان گرفتار را نجات دادند’، ولی برای معنی ‘پسانداز کردن’ مناسب نیست.
Formal. Interchangeable with 'save' only when emphasizing urgent help from danger — 'They rescued the trapped miners' works; 'saved money' does not.
روزمره. وقتی جلوگیری از آسیب در طولانیمدت مدنظر است، استفاده میشود؛ مثلاً ‘پوست خود را محافظت کن’ ولی ‘نجات دادن جان’ کاربرد ندارد.
Common. Overlaps with 'save' when preventing harm but usually more ongoing and less about immediate rescue — 'protect your skin' vs. 'save a life'.
پول یا منابع را برای آینده نگه داشتن، به جای خرج یا اتلاف آنها
Keep money or resources for future use instead of spending or wasting
«او هر ماه بخشی از حقوقش را پسانداز میکند.»
“She saves part of her salary every month.”
«سعی کن با خاموش کردن چراغها انرژی ذخیره کنی.»
ذخیره کردن دادهها یا فایل در کامپیوتر به منظور جلوگیری از از دست رفتن آنها
Keep computer data or a file to prevent loss
«یادت باشد قبل از بستن، فایلت را ذخیره کنی.»
“Remember to save your file before closing.”
«او سند را روی کامپیوترش ذخیره کرد.»
“He saved the document on his computer.”
جلوگیری از وقوع یک اتفاق ناخواسته یا مضر
Prevent something undesirable or harmful from happening
«استفاده از کرم ضدآفتاب پوست شما را از آسیب حفظ میکند.»
“Using sunscreen saves your skin from damage.”
«برنامهریزی خوب میتواند از به وجود آمدن مشکلات زیاد جلوگیری کند.»
عمل یا موردی از نجات دادن یا حفظ در امان ماندن
An act or instance of rescuing or keeping safe
«تیم یک مهار انجام داد تا گل نخورند.»
“The team made a save to stop the goal.”
«نجات به موقع او از حادثه جلوگیری کرد.»
“His timely save prevented the accident.”
رسمی. تأکید بر نجات فوری یا جدی دارد؛ ‘نجات از خطر’ نسبت به نجات معمولی جدیتر است.
پول یا منبعی که برای استفاده در آینده کنار گذاشته شده است
Money or resource set aside or kept for future use
«او بیشتر پسانداز خود را در صندوق بازنشستگی گذاشت.»
“He put most of his save into a retirement fund.”
«افزایش پسانداز به شما در مواقع اضطراری کمک میکند.»
“Building up your save helps in emergencies.”
رسمی. منابع نگهداشتهشده بهخصوص در مواقع اضطراری؛ معمولاً به جای ‘save’ مالی استفاده میشود.
Formal. Refers to resources kept especially in case of emergency — ‘financial reserve’ often used instead of ‘save’.
“Try to save energy by turning off the lights.”
روزمره. بیشتر به نگهداری فیزیکی اشاره دارد، مثل ‘ذخیره کردن غذا’، نه همیشه ‘پسانداز پول’.
Common. Similar to 'save' but often implies physical putting aside or stockpiling — 'store food' rather than 'save money'.
بسیار رایج. وقتی منظور نگه داشتن چیزی بدون استفاده باشد جایگزین ‘save’ میشود، مانند ‘رسیدهای خود را نگه دار’.
Very common. Can replace ‘save’ when meaning to hold something without using it — ‘Keep your receipts’ vs. ‘Save money’.
رسمی/فنی. بیشتر در کامپیوتر کاربرد دارد و به نگه داشتن دادهها اشاره میکند، مثلاً ‘ذخیره کردن فایل روی درایو’.
Technical/formal. Used often in computing to describe keeping data — ‘store files on a drive’ versus ‘save a document’.
“Good planning can save you a lot of trouble.”
روزمره. در موارد جلوگیری از مشکل معمولاً قابل جایگزینی با ‘save’ است، مثل ‘جلوگیری از مشکل’.
Common. Often interchangeable with 'save' in contexts of preventing problems — ‘save trouble’ vs. ‘avoid trouble’.
Formal. Emphasizes urgent or dramatic saving — ‘a rescue from danger’ is more serious than a general save.