ectoplasmic

ec·to·plas·mic/ˌektəʊˈplæzmɪk/
ecto-outside, externalplasmformed substance
adjective (صفت)technical

صفت — اکتوپلاسمی

اکتوپلاسمیشبه‌اکتوپلاسمی

مربوط به یا شبیه اکتوپلاسم که ماده‌ای فرضی است و در روح‌باوری گفته می‌شود توسط ارواح تولید می‌شود.

Relating to or resembling ectoplasm, a substance believed in spiritualism to be emitted by spirits.

«شبح به شکل ماده‌ای اکتوپلاسمی ظاهر شد.»

The ghost appeared as an ectoplasmic form.

«او ماده اکتوپلاسمی را در طول جلسه روح‌خوانی توضیح داد.»

He described the ectoplasmic substance during the séance.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000