electrician

e·lec·tri·cian/ɪˌlɛkˈtrɪʃən/
electricrelated to electricity-ianperson who specializes in
noun (اسم)commonplural (جمع): electricians

اسم — برق‌کار

برق‌کارالکتریک‌کار

فردی که سیستم‌های الکتریکی را نصب، تعمیر و نگهداری می‌کند.

A person who installs, repairs, and maintains electrical systems.

«برق‌کار سیم‌کشی خانه را تعمیر کرد.»

The electrician fixed the wiring in the house.

«ما برای نصب چراغ‌های جدید برق‌کار آوردیم.»

We called an electrician to install new lights.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wiremanسیم‌کش برق

غیررسمی. معنی مشابه اما معمولا کمتر رسمی یا کلی‌تر است.

Informal. Similar meaning but often less formal or general.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000