اسم — رایدهنده
فردی که حق رای دادن در یک انتخابات را دارد.
A person who has the right to vote in an election.
«هر رایدهنده مسئولیتی برای دادن رای خود دارد.»
“Every elector has a responsibility to cast their vote.”
«تعداد انتخابکنندگان امسال افزایش یافت.»
“The number of electors increased this year.”
تفاوت با واژههای مشابه
بسیار رایج. در اکثر بافتها، به ویژه هنگام اشاره به فردی که در انتخابات شرکت میکند، کاملاً با 'elector' قابل تعویض است. 'Every voter has a voice' رایج است.
Very common. Fully interchangeable with 'elector' in most contexts, especially when referring to an individual participating in an election. 'Every voter has a voice' is common.
اسم — عضو مجمع انتخاباتی
عضو یک مجمع انتخاباتی که برای انتخاب رئیسجمهور یا مقامات دیگر رای میدهد.
A member of an electoral college.
«اعضای مجمع انتخاباتی ریاستجمهوری برای دادن آرای خود گرد هم میآیند.»
“The presidential electors meet to cast their votes.”
«هر ایالت بر اساس جمعیت خود، انتخابکنندگان مخصوص به خود را تعیین میکند.»
“Each state appoints its own electors based on population.”