electrify

e·lec·tri·fy/ɪˈlɛktrɪˌfaɪ/
electr-electricity-ifyto make or cause to become
verb (فعل)formalpast (گذشته): electrifiedpast participle (مفعولی): electrified-ing (حال): electrifying3rd (سوم): electrifies

فعل — برق‌دار کردن

برق‌دار کردنالکتریکی کردن

شارژ کردن با برق یا فعال کردن جسم به وسیله الکتریسیته.

To charge with electricity or make electrically active.

«برای جلوگیری از ورود حیوانات، حصار را برق‌دار کردند.»

They electrified the fence to keep animals out.

«با موسیقی، جمعیت هیجان‌زده شدند.»

The crowd was electrified by the music.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chargeشارژ کردن

رایج. اصطلاح کلی برای افزودن انرژی الکتریکی.

Common. General term for adding electrical energy.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000