electroplate
فعل — آبکاری کردن
پوشاندن یک شی با یک لایه نازک فلز با استفاده از الکترولیز.
To coat an object with a thin layer of metal using electrolysis.
«جواهرساز حلقه را با طلا آبکاری خواهد کرد.»
“The jeweler will electroplate the ring with gold.”
«بسیاری از اقلام رایج برای دوام و ظاهر آبکاری میشوند.»
“Many common items are electroplated for durability and appearance.”
تفاوت با واژههای مشابه
فنی. 'گالوانیزه کردن' به طور خاص به پوشاندن آهن یا فولاد با روی برای جلوگیری از زنگ زدگی، معمولاً با غوطهوری گرم، اشاره دارد. 'الکتروپلیت کردن' یک اصطلاح گستردهتر برای پوشاندن هر شی با هر فلزی با استفاده از الکترولیز است. در حالی که گالوانیزه کردن میتواند با آبکاری انجام شود، 'الکتروپلیت کردن' همیشه به معنای 'گالوانیزه کردن' نیست. 'آنها قاشق را با نقره آبکاری کردند' درست است، 'او حصار فولادی را گالوانیزه کرد' درست است، اما 'او حصار فولادی را با روی آبکاری کرد' دقیقتر است اگر از الکترولیز استفاده شده باشد.
Technical. 'Galvanize' specifically refers to coating iron or steel with zinc to prevent rust, usually by hot-dipping. 'Electroplate' is a broader term for coating any object with any metal using electrolysis. While galvanizing can be done by electroplating, 'electroplate' does not always mean 'galvanize'. 'They electroplated the spoon with silver' works, 'He galvanized the steel fence' works, but 'He electroplated the steel fence with zinc' is more precise if using electrolysis.
اسم — آبکاری شده
شیئی که با یک لایه نازک فلز توسط الکترولیز پوشانده شده است.
An object that has been coated with a thin layer of metal by electrolysis.
«الکتروپلیت نقره عتیقه نیاز به تمیز کردن دقیق داشت.»
“The antique silver electroplate needed careful cleaning.”
«او طرحهای پیچیده روی الکتروپلیت را تحسین کرد.»
“She admired the intricate designs on the electroplate.”