elliptical

el·lip·ti·cal/ɪˈlɪp.tɪ.kəl/
ellipseoval shape-icalpertaining to
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more ellipticalsuperlative (عالی): most elliptical

صفت — بیضوی

بیضویبیضی شکل

دارای شکل بیضی یا سهمی.

Having the shape of an ellipse; oval.

«سیاره مسیر بیضوی حرکت می‌کند.»

The planet follows an elliptical orbit.

«میز دارای سطحی بیضوی است.»

The table has an elliptical top.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ovalبیضی

رایج. شکل مشابه؛ دایره بلند شده.

Common. Similar shape; elongated circle.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000