enigmas

en·ig·mas/ɪˈnɪɡ.məz/
noun (اسم)commonplural (جمع): enigmas

اسم — معماها

معماهامعما

چیزها یا افراد اسرارآمیز و دشوار برای فهمیدن.

Things or people that are mysterious, puzzling, or difficult to understand.

«ناپدید شدن یکی از بزرگترین معماهای قرن بود.»

The disappearance was one of the greatest enigmas of the century.

«او برای همه کسانی که می‌شناختندش، اسرارآمیز باقی ماند.»

She remained an enigma to all who knew her.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mysteryمعما

روزمره. به چیزی اشاره دارد که فهمیدن یا توضیح آن دشوار است.

Everyday. Refers to something difficult to understand or explain.

puzzleمعما

رایج. چیزی که گیج‌کننده یا سخت‌فهم است.

Common. Something that is confusing or difficult to figure out.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000