verb (فعل)formalpast (گذشته): eschewedpast participle (مفعولی): eschewed-ing (حال): eschewing3rd (سوم): eschews
فعل — اجتناب کردن
اجتناب کردندوری کردن
عمداً از چیزی اجتناب میکند یا دوری میجوید.
Deliberately avoids or stays away from something.
«او به دلایل سلامتی از همه غذای ناسالم اجتناب میکند.»
“He eschews all junk food for health reasons.”
«بسیاری از نویسندگان از کلیشهها در آثارشان اجتناب میورزند.»
“Many writers eschew clichés in their work.”