euthanizing

eu·tha·niz·ing/ˈjuːθənaɪzɪŋ/
eu-good, wellthandeath-izeto make or cause-ingpresent participle
verb (فعل)commonpast (گذشته): euthanizedpast participle (مفعولی): euthanized-ing (حال): euthanizing3rd (سوم): euthanizes

فعل — اعمال مرگ آسان

اعمال مرگ آسانبه زندگی پایان دادن

عمل رساندن به مرگ بدون درد برای رهایی از رنج حیوان یا انسان؛ انجام دادن مرگ آسان.

Causing the painless death of an animal or person to relieve suffering; performing euthanasia.

«دامپزشک در حال اعمال مرگ آسان برای سگ دردکش است.»

The veterinarian is euthanizing the suffering dog.

«برخی بیماران انتخاب می‌کنند برای جلوگیری از درد طولانی مرگ آسان را انجام دهند.»

Some patients opt for euthanizing to avoid prolonged pain.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000