ever
قید — تا به حال
در هر زمان؛ همیشه یا در هر شرایطی.
At any time; at all times or in any case.
«تا به حال به پاریس رفتهای؟»
“Have you ever been to Paris?”
«اگر هر زمان نیاز به کمک داشتی، به من زنگ بزن.»
“If you ever need help, call me.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. وقتی معنی «همیشه» باشد میتواند جایگزین ever شود، ولی ever در سوالات و جملات منفی انعطافپذیرتر است.
Common. Can sometimes replace 'ever' when meaning 'at all times', e.g. 'She's always happy' instead of 'She is ever happy'. However, 'ever' is used more flexibly in questions and negatives.
متضادها
قید — بالاخره
برای تأکید به معنای «به هیچ وجه» یا «در حدی» به کار میرود.
Used for emphasis to mean 'at any extent' or 'at all'.
«آن بهترین غذایی بود که تا به حال خوردهام.»
“That was the best meal I have ever had.”
«من دیگر هیچ وقت نمیخواهم آن را ببینم.»
“I don't ever want to see that again.”