every time

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ev·ery time/ˈɛvri taɪm/
phrase (عبارت)common

عبارت — هر بار

هر بارهر وقت

در هر بار یا هر موقع که چیزی رخ می‌دهد.

On each occasion; whenever something happens.

«هر بار زنگ می‌زنم، او مشغول است.»

Every time I call, she is busy.

«این هر بار اتفاق می‌افتد.»

It happens every time.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000