evoke

e·voke/ɪˈvoʊk/
e-outvokecall, summon
verb (فعل)commonpast (گذشته): evokedpast participle (مفعولی): evoked-ing (حال): evoking3rd (سوم): evokes

فعل — برانگیختن

برانگیختنبه خاطر آوردن

ایجاد کردن یا به یاد آوردن احساس، خاطره یا تصویر در ذهن

To bring a feeling, memory, or image into the mind

«آن شعر خاطرات کودکی را زنده می‌کند.»

The poem evokes memories of childhood.

«موسیقی احساسات قوی به وجود آورد.»

The music evoked strong emotions.

تفاوت با واژه‌های مشابه
invokeفراخواندن

رسمی. معنای مشابه، اما invoke بیشتر در زمینه حقوقی یا معنوی استفاده می‌شود.

Formal. Similar in meaning, but 'invoke' often used in legal or spiritual contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000