experimenter

ex·per·i·ment·er/ɪkˈspɛrɪˌmɛntər/
experimenta test or trial-erone who does
noun (اسم)commonplural (جمع): experimenters

اسم — آزمایشگر

آزمایشگرمحقق

فردی که آزمایش‌های علمی انجام می‌دهد.

A person who conducts scientific tests or trials.

«آزمایشگر همه مشاهدات را با دقت ثبت کرد.»

The experimenter recorded all observations carefully.

«آزمایشگران در آزمایشگاه‌ها از پروتکل‌های دقیق پیروی می‌کنند.»

Experimenters follow strict protocols in labs.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scientistدانشمند

رایج. اصطلاح وسیع‌تر است در حالی که experimenter به انجام آزمایشات خاص اشاره دارد.

Common. Broader term whereas experimenter focuses on conducting experiments specifically.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000