external

ex·ter·nal/ɪkˈstɜrnəl/
ex-out, outsideternalrelated to
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more externalsuperlative (عالی): most external

صفت — خارجی

خارجیبیرونی

مرتبط با خارج یا سطح بیرونی چیزی.

Related to the outside or exterior of something.

«عوامل خارجی در تصمیم‌گیری تاثیر می‌گذارند.»

External factors affect the decision.

«دیوارهای بیرونی نیاز به رنگ‌آمیزی دارند.»

The external walls need painting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
outerخارجی

رایج. به بخش بیرونی اشاره دارد؛ اغلب با external قابل جایگزینی است.

Common. Refers to the outside part; often interchangeable with external.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000