extirpate

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ex·tir·pate/ˈɛkstɜːrpeɪt/
ex-outtirproot (from Latin)
verb (فعل)formalpast (گذشته): extirpatedpast participle (مفعولی): extirpated-ing (حال): extirpating3rd (سوم): extirpates

فعل — ریشه‌کن کردن

ریشه‌کن کردننابود کردناز بین بردن کامل

به طور کامل نابود یا ریشه‌کن کردن چیزی.

To completely destroy or eradicate something.

«دولت قصد دارد فساد را ریشه‌کن کند.»

The government aims to extirpate corruption.

«کشاورزان تلاش کردند علف‌های هرز را از مزارع ریشه‌کن کنند.»

Farmers tried to extirpate the weeds from fields.

تفاوت با واژه‌های مشابه
eradicateریشه‌کن کردن

رسمی. در زمینه حذف کامل قابل جایگزینی است.

Formal. Interchangeable in contexts of removing completely.

destroyنابود کردن

متداول. معنای عمومی‌تر ولی تا حدی همپوشانی دارد.

Common. More general, but overlaps in meaning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000