fabricating

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fab·ri·cat·ing/ˈfæbrɪˌkeɪtɪŋ/
verb (فعل)formalpast (گذشته): fabricatedpast participle (مفعولی): fabricated-ing (حال): fabricating3rd (سوم): fabricates

فعل — ساختن

ساختناختراع کردنجعلی ایجاد کردن

شکل حال استمراری fabricate؛ ساختن یا جعل کردن (داستان یا دروغ) یا تولید چیزی.

Present participle of 'fabricate'; to invent or make up (a story or lie), or to construct something.

«او داستانی جعل می‌کند تا از سرزنش فرار کند.»

“He is fabricating a story to avoid blame.”

«شرکت در حال ساخت قطعات جدید برای دستگاه‌ها است.»

“The company is fabricating new parts for the machines.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
construct— ساختن

برای ساختن یا سرهم کردن فیزیکی به کار می‌رود.

Used for physical creating or assembling.

invent— اختراع کردن

برای ساختن داستان یا دروغ استفاده می‌شود.

Used for making up stories or lies.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000