در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مشهور و شناخته شده، بهویژه به خاطر بودن در داستانها یا افسانهها، معمولاً همراه با حس افسانهای یا اغراق.
Well known and talked about, especially because of being famous through stories or legends, often with a sense of myth or exaggeration.
«شهر افسانهای طلا قرنها کاوشگران را کنجکاو کرده است.»
“The fabled city of gold has intrigued explorers for centuries.”
«او داستانهایی درباره موجودات افسانهای که در جنگل زندگی میکردند تعریف کرد.»
“She told stories of the fabled creatures that lived in the forest.”
رسمی. بر شهرت تاریخی یا افسانهای تأکید دارد؛ معمولاً برای چیزهای بزرگ یا قهرمانانه به کار میرود. مثلاً 'قهرمان افسانهای' مناسب است، اما برای چیزهای عادی خیر.
Formal. Emphasizes fame through history or legend; often grand or heroic. 'Legendary hero' fits well but not for something ordinary.
رسمی/ادبی. وجود در اسطوره یا افسانه، معمولاً غیرواقعی یا خیالی را نشان میدهد. وقتی بر غیرواقعی بودن تاکید باشد، جایگزین خوبی است.
Formal/literary. Suggests existence in myth or legend, often unreal or imaginary. Can replace 'fabled' when emphasizing unreality.