eyewitnesses

eye·wit·ness·es/ˈaɪ.wɪt.nəs.ɪz/
eyerelated to seeingwitnessone who sees or observes-esplural suffix
noun (اسم)formalplural (جمع): eyewitnesses

اسم — شاهد عینی

شاهد عینیگواهان

افرادی که به طور مستقیم یک رویداد، به ویژه جرم یا حادثه را دیده‌اند.

People who directly see an event happen, especially a crime or accident.

«شاهدان عینی حادثه را برای پلیس توضیح دادند.»

Eyewitnesses described the accident to police.

«دادگاه چند شاهد عینی را برای شهادت فراخواند.»

The court called several eyewitnesses to testify.

تفاوت با واژه‌های مشابه
observersناظران

اصطلاح کلی برای افرادی که تماشا می‌کنند، اما شاهد عینی مستقیم رویدادها را دیده‌اند.

General term for people watching, but eyewitnesses specifically see events directly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000