f

/ɛf/
1noun (اسم)commonplural (جمع): Fs

اسم — حرف F

حرف F

حرف ششم الفبای انگلیسی.

The sixth letter of the English alphabet.

«کلمه 'fish' با حرف F شروع می‌شود.»

The word 'fish' starts with the letter F.

«آیا می‌توانی یک F بزرگ بکشی؟»

Can you draw a capital F?

2noun (اسم)technicalplural (جمع): Fs

اسم — نت فا

نت فا

در موسیقی، نت چهارم در گام دو ماژور یا گام فا ماژور.

In music, the fourth note of the C major scale, or the key of F major.

«آهنگ در گام فا ماژور است.»

The song is in the key of F major.

«او یک نت فا روی پیانو نواخت.»

He played an F on the piano.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000