facedown

face·down/ˈfeɪsdaʊn/
adverb (قید)common

قید — روبرو به پایین

روبرو به پایینبا صورت به سمت زمین

به‌صورتی که طرف جلویی رو به پایین باشد.

With the front side facing downward.

«او صورت به طرف زمین دراز کشیده بود.»

He lay facedown on the ground.

«کارت‌ها را با صورت به پایین روی میز بگذارید.»

Put the cards facedown on the table.

تفاوت با واژه‌های مشابه
proneروی شکم

رایج. می‌تواند برای دراز کشیدن روی شکم و همچنین در پزشکی بکار رود.

Common. Can describe lying facedown but also used medically.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000