در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قسمت جلویی سر انسان که شامل چشمها، بینی و دهان است.
The front part of a person's head, including eyes, nose, and mouth.
«او چهرهای دوستانه دارد.»
“She has a friendly face.”
«بعد از دویدن صورتش را پاک کرد.»
“He wiped his face after running.”
رسمی. در متون ادبی یا رسمی جایگزین میشود اما در مکالمه روزمره قدیمی به نظر میرسد.
Formal. Can replace 'face' in literary or formal contexts but sounds old-fashioned in everyday use.
ادبی/کهن. بندرت در مکالمهی عادی استفاده میشود؛ بیشتر در شعر یا متون قدیمی یافت میشود.
Literary/archaic. Rarely used in everyday conversation; found more in poetry or old texts.
مستقیماً به یک موقعیت سخت یا شخصی روبرو شدن و آن را مدیریت کردن.
To confront or deal directly with a difficult situation or person.
«آنها مجبور شدند با پیامدهای اعمالشان روبرو شوند.»
“They had to face the consequences of their actions.”
«او شجاعانه با ترسش مواجه شد.»
رسمی. زمانی که روی مشکلات چالشبرانگیز تأکید میشود جایگزین مناسبی است.
Formal. Can replace 'face' when emphasizing challenging or hostile situations — 'confront problems' fits well.
رایج. معمولاً به معنای ملاقات ناگهانی است؛ گاهی به جای face میآید اما معنای چالش کمتر دارد.
Common. Often means meeting unexpectedly; can replace 'face' in some contexts but less direct in implying challenge.