faff
/fæf/
verb (فعل)informalpast (گذشته): faffedpast participle (مفعولی): faffed-ing (حال): faffing3rd (سوم): faffs
فعل — اتلاف وقت
اتلاف وقتولنگاری کردن
صرف وقت برای کارهای بیفایده یا کماهمیت؛ درنگ یا زمان را هدر دادن.
To spend time doing unproductive or trivial things; to dither or waste time.
«دست از ولنگاری بردار و کارت را تمام کن.»
“Stop faffing and finish your work.”
«او صبح را به کارهای بیفایده گذراند بجای اینکه درس بخواند.»
“He spent the morning faffing about instead of studying.”
تفاوت با واژههای مشابه
dawdle— ولچرخیدن
غیررسمی. معنای بسیار مشابه، نشاندهنده رفتار کند یا بیهدف.
Informal. Very similar meaning, implying slow or aimless behavior.
delay— تأخیر انداختن
رایج. در برخی زمینهها قابل جایگزینی است اما 'faff' معمولاً به حواسپرتیهای کوچک اشاره دارد.
Common. Can replace in some contexts but 'faff' often implies trivial distractions.