faffle

faf·fle/ˈfæfl/
verb (فعل)informalpast (گذشته): faffledpast participle (مفعولی): faffled-ing (حال): faffling3rd (سوم): faffles

فعل — مبهوت کردن

مبهوت کردنگیج کردن

مبهم یا گیج کردن کسی

to confuse, baffle, or perplex someone

«معما او را گیج و مبهوت کرد.»

The puzzle baffled and faffled her.

«سخنان عجیبش همه را گیج کرد.»

His strange words faffled everyone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
baffleمبهم کردن

رایج. مترادف بسیار نزدیک؛ در اکثر زمینه‌ها قابل تعویض است.

Common. Very similar synonym; interchangeable in most contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000