در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مبهم یا گیج کردن کسی
to confuse, baffle, or perplex someone
«معما او را گیج و مبهوت کرد.»
“The puzzle baffled and faffled her.”
«سخنان عجیبش همه را گیج کرد.»
“His strange words faffled everyone.”
رایج. مترادف بسیار نزدیک؛ در اکثر زمینهها قابل تعویض است.
Common. Very similar synonym; interchangeable in most contexts.