fall victim

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fall vic·tim/fɔl ˈvɪktɪm/
phrase (عبارت)formal

عبارت — قربانی شدن

قربانی شدنگرفتار شدن

قربانیِ یک اتفاق، بیماری یا عمل زیان‌بار شدن.

To suffer harm from something bad or harmful.

«افراد زیادی قربانی کلاهبرداری شدند.»

Many people fell victim to the fraud.

«درخت‌ها قربانی طوفان شدند.»

The trees fell victim to the storm.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000