fall short

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/fɔːl ʃɔːrt/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — نقص داشتن

نقص داشتنکافی نبودن

نرسیدن به استاندارد یا هدف مورد نظر.

To fail to reach a desired or required standard.

«نتایج به انتظارات نرسید.»

The results fell short of expectations.

«تلاش‌های او این بار کافی نبود.»

His efforts fell short this time.

تفاوت با واژه‌های مشابه
failشکست خوردن

رایج. 'Fall short' به معنای نرسیدن به معیار است؛ 'fail' معانی گسترده‌تر دارد.

Common. 'Fall short' specifically relates to not meeting a standard; 'fail' is broader.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000