faut

/foʊ/
noun (اسم)archaicplural (جمع): fauts

اسم — نقص

نقصکوتاهی

نقص یا کوتاهی، مخصوصاً در عبارت 'faut against'.

A fault, defect, or shortcoming (used chiefly in the phrase 'faut against').

«در گزارشش نقصی وجود داشت.»

There was a faut against him in his report.

«تنها نقص آشپز زیاد پختن استیک بود.»

The chef's only faut was overcooking the steak.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000