feedlots

feed·lots/ˈfiːdlɒts/
feedto give foodlota plot of land-splural form
noun (اسم)technicalplural (جمع): feedlots

اسم — مراقبتگاه دام

مراقبتگاه داممحل تغذیه دام

محل‌هایی با تراکم بالا که دام‌ها برای کشتار چاق می‌شوند

Densely packed areas where livestock are fattened before slaughter

«گاوها قبل از فرآوری در مراقبتگاه‌ها نگه داشته شدند.»

The cattle were kept in feedlots before processing.

«مراقبتگاه‌ها کارایی تولید گوشت را افزایش می‌دهند.»

Feedlots improve meat production efficiency.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000