fenced

/fɛnst/
verb (فعل)commonpast (گذشته): fencedpast participle (مفعولی): fenced-ing (حال): fencing3rd (سوم): fences

فعل — محصور کردن

محصور کردنحصار کشیدن

محصور یا محاط کردن با حصار یا مانع

(Past tense of fence) To enclose or surround with a fence or barrier

«آنها برای حفظ حریم، حیاط پشتی خود را حصار کشیدند.»

They fenced their backyard for privacy.

«باغ با پنل‌های چوبی محصور شده بود.»

The garden was fenced with wooden panels.

تفاوت با واژه‌های مشابه
enclosedمحصور شده

رایج. معنای مشابه اشاره به محصور یا حصاربندی شده دارد.

Common. Similar meaning referring to being surrounded or fenced in.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000