fess

/fɛs/
verb (فعل)informalpast (گذشته): fessedpast participle (مفعولی): fessed-ing (حال): fessing3rd (سوم): fesses

فعل — اعتراف کردن

اعتراف کردناقرار کردن

غیررسمی: اعتراف یا پذیرش چیزی، معمولاً با تمایل کم.

Informal: To confess or admit something, usually reluctantly.

«او نهایتا به اشتباه اعتراف کرد.»

He finally fessed up to the mistake.

«از اعتراف به اشتباهت نترس.»

Don't be afraid to fess to your error.

تفاوت با واژه‌های مشابه
confessاعتراف کردن

اصطلاح رسمی یا خنثی برای اظهار حقیقت.

Formal or neutral term for admitting truth.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000