در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مردی که نامزد ازدواج است.
A man who is engaged to be married.
«نامزد او خیلی مهربان است.»
“Her fiancé is very kind.”
«آنها نامزدشان را به خانواده معرفی کردند.»
“They introduced their fiancé to the family.”