fill in

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/fɪl ɪn/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — پر کردن

پر کردناطلاعات را وارد کردن

اطلاعات لازم را در جاهای خالیِ فرم یا مدرک نوشتن.

To write the required information in empty spaces on a form or document.

«لطفاً این فرم درخواست را پر کن.»

Please fill in this application form.

«نشانی‌ات را بالای فرم وارد کن.»

Fill in your address at the top.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — جای کسی را پر کردن

جای کسی را پر کردنموقتاً جانشین شدن

موقتاً به جای فرد دیگری کار کردن.

To do someone else's job temporarily.

«می‌توانی فردا موقتاً جای من کار کنی؟»

Can you fill in for me tomorrow?

«مینا وقتی معلم نبود، موقتاً جای او را پر کرد.»

Mina filled in while the teacher was away.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000