fill one's face

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/fɪl wʌnz feɪs/
phrase (عبارت)informal

عبارت — با ولع غذا خوردن

با ولع غذا خوردنشکم‌چرانی کردن

مقدار زیادی غذا را با ولع خوردن.

To eat a large amount of food greedily.

«آن‌ها با ولع پیتزا می‌خوردند.»

They filled their faces with pizza.

«او تمام عصر مشغول شکم‌چرانی بود.»

He spent the evening filling his face.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000