fill up

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/fɪl ʌp/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — پر کردن

پر کردنتا حد ظرفیت پر کردن

با افزودن مایع، سوخت یا چیز دیگر، چیزی را کاملاً پر کردن.

To make something full by adding enough liquid, gas, or other material.

«بطری را با آب پر کن.»

Fill up the bottle with water.

«باید باک ماشین را پر کنم.»

I need to fill up the car.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — پر شدن

پر شدنجا نداشتن

کاملاً پر شدن.

To become completely full.

«پارکینگ تا ظهر کاملاً پر شد.»

The parking lot filled up by noon.

«اتاق در آخرهفته‌ها سریع پر می‌شود.»

The room fills up quickly on weekends.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000