در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دستگاهی که آتشنشانان برای اتصال شیلنگهای آتشنشانی از آن استفاده میکنند و معمولاً در کنار خیابان یا پیادهرو قرار دارد.
A hydrant for firefighters to connect hoses to, typically located on a street or sidewalk.
«شیر آتشنشانی در گوشه خیابان قرار داشت.»
“The fireplug stood at the corner of the street.”
«آتشنشانان به سرعت شیلنگهای خود را به شیر آتشنشانی وصل کردند.»
“Firefighters quickly connected their hoses to the fireplug.”
رایج. در تمام زمینهها کاملاً قابل جایگزینی با fireplug است. 'ماشین آتشنشانی به شیر آتشنشانی وصل شد.'
Common. Fully interchangeable with 'fireplug' in all contexts. 'The fire truck connected to the hydrant.'
فردی برجسته، تنومند یا قوی، که اغلب به فردی کوتاه قامت و نیرومند اشاره دارد.
A prominent, stocky, or sturdy person, often referring to a short, strong individual.
«او مردی تنومند و قوی بود، کوتاه اما به طرز باورنکردنی قوی.»
“He was a fireplug of a man, short but incredibly strong.”
«با وجود جثه کوچکش، او در زمین راگبی یک بازیکن بسیار قوی و پرانرژی بود.»
“Despite her small stature, she was a real fireplug on the rugby field.”
رسمی/ادبی. میتواند فردی قوی و وفادار یا هیکل فیزیکی را توصیف کند. حس قابل اعتماد بودن و استواری را القا میکند. 'او یک مدافع سرسخت عدالت بود.' این لزوماً به معنای کوتاه قد بودن فیزیکی نیست.
Formal/literary. Can describe a strong, loyal person or a physical build. It carries a sense of reliability and firmness. 'He was a stalwart defender of justice.' This doesn't mean physically short.