fixable

fix·a·ble/ˈfɪksəbəl/
fixto repair or make right-ablecapable of / can be
adjective (صفت)common

صفت — قابل تعمیر

قابل تعمیرقابل اصلاح

قابل تعمیر یا اصلاح بودن.

Capable of being repaired or corrected.

«خرابی کم است و قابل تعمیر است.»

The damage is minor and fixable.

«بیشتر اشکالات نرم‌افزاری قابل اصلاح‌اند.»

Most software bugs are fixable.

تفاوت با واژه‌های مشابه
repairableقابل تعمیر

روزمره. وقتی به چیزی فیزیکی که قابل تعمیر است اشاره می‌کند، قابل جایگزینی است.

Everyday. Interchangeable when referring to something that can be fixed physically, e.g. objects.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000