flatfooted

flat·foot·ed/ˈflætˌfʊtɪd/
flatlevel, evenfoota foot-edhaving the quality of
1adjective (صفت)common

صفت — دارای پای صاف

دارای پای صاف

دارای پای صاف، حالت پزشکی که قوس کف پا کم یا وجود ندارد.

Having flat feet (a medical condition where the foot has low or no arch).

«پزشک پای صاف برای او تشخیص داد.»

He was diagnosed as flatfooted by the doctor.

«دوندگان با پای صاف ممکن است به کفش ویژه نیاز داشته باشند.»

Flatfooted runners may need special shoes.

2adjective (صفت)informal

صفت — کند

کندناشی

کند یا دست و پا چلفتی در حرکت یا واکنش، فاقد چابکی یا ظرافت.

Slow or clumsy in movement or reaction; lacking agility or grace.

«او هنگام رقص احساس کندی می‌کرد.»

He felt flatfooted during the dance.

«تیم در دفاع کند و دست و پا چلفتی بود.»

The team was flatfooted on defense.

تفاوت با واژه‌های مشابه
awkwardدست و پا چلفتی

رایج. وقتی منظور دست و پا چلفتی بودن است قابل جایگزین است.

Common. Can replace 'flatfooted' when emphasizing clumsiness but not medical meaning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000