florid

flo·rid/ˈflɒrɪd/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): floridersuperlative (عالی): floridest

صفت — پرجلوه

پرجلوهگل‌دارتزئینی

بیش‌ازحد آراسته، پرزرق و برق، یا گل‌دار در سبک یا رنگ.

Excessively ornate, elaborate, or flowery in style or color.

«معماری پرزرق و برق بازدیدکنندگان را تحت تأثیر قرار داد.»

The florid architecture impressed visitors.

«او سخنرانی پر زرق و برق و پر از تمجید ارائه داد.»

He gave a florid speech full of praise.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ornateآراسته

رسمی. هنگام توصیف سبک یا تزئین پیچیده قابل جایگزینی است.

Formal. Often interchangeable when describing elaborate style or decoration.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000