floridly

flo·rid·ly/ˈflɒrɪdli/
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): floridposition (جایگاه): end

قید — پرآب‌وتاب

پرآب‌وتابپرزرق و برق

به‌صورت بسیار پرآب‌وتاب، تزئینی یا پیچیده بیش از حد.

In a very elaborate, ornate, or excessively intricate manner.

«او با آب‌وتاب زیادی درباره دستاوردهایش صحبت کرد.»

He spoke floridly about his achievements.

«اتاق به‌صورت پرزرق‌وبرق برای مهمانی تزئین شده بود.»

The room was floridly decorated for the party.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000