fluorometer

fluo·rom·e·ter/ˌflʊərˈɒmɪtər/
fluor-fluorescence-o-connecting vowel-metermeasure
noun (اسم)technicalplural (جمع): fluorometers

اسم — فلورومتر

فلورومتردستگاه اندازه‌گیری فلورسانس

ابزاری که برای اندازه‌گیری شدت فلورسانس ساطع شده از یک نمونه استفاده می‌شود.

An instrument used to measure the intensity of fluorescence emitted by a sample.

«دانشمند از فلورومتر برای تجزیه و تحلیل نمونه DNA استفاده کرد.»

The scientist used a fluorometer to analyze the DNA sample.

«یک فلورومتر برای برخی از آزمایش‌های بیوشیمیایی ضروری است.»

A fluorometer is essential for certain biochemical assays.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000